تبليغاتX
سرزمین دانو
 
 

آکواریوم های گیاهی ( Aqua Scaping)

در دوره های اخیر، داشتن یک آکواریوم گیاهی و به قولی بیولوژیک، در دنیا مورد توجّه قرار گرفته و این سبک در حال جمع کردن طرفدارهای بسیاری است.مرد بزرگ این فن، یک ژاپنی به نام "تاکاشی آمانو" بود که کتاب هایی در این زمینه تدوین کرد و به عنوان الگویی در دکور آکواریوم آن را معرّفی نمود. در واقع ژاپنی ها استاد این گونه کارها هستند، آن ها در طرّاحی و نگهداری گیاهان مینیاتوری سابقه ای بیشتر از تاریخ کشور ما دارند. حتّی در ساخت مجسّمه های مینیاتوری هم همین طور و اگر دقت کرده باشید، در دوران باستان زنان خود را هم به صورت مینیاتوری نگهداری می کردند و کلّاً خیلی در این زمینه هنرمند هستند و حالا در آکواریوم داری هم صاحب سبک شدند. الگوی اصلی این روش چیز خاصّی نیست و تنها جمع آوری مقداری سنگ، پوکه چوب و گیاه نیاز دارد که شما را به هدفی که خیلی ها به قول ما تو کف اون موندن، هستند راهنمایی می کند. باید گفت که برعکس کفتربازی و نگهداری خیلی از جانوران که معمولاً ره به تاریکی می برند، آکواریوم داری در حال تبدیل شدن به یک هنر بسیار جدّی و حرفه ای می باشد. این هنر، بر مبنای قالب ها و ایده های طبیعی استوار است و با اندیشۀ کاملاً شخصی هنرمندان و تجربۀ آن ها در زمینۀ آکواریوم ادغام می شود. همواره یک سوال از من پرسیده شده که : از چه مدل یا الگویی برای ساخت آکواریومت استفاده کردی؟ خیلی از مردم فقط نگاه کردن به آکواریوم های ژاپنی را دوست دارند و پا را از این فرا تر نمی گذارند، در واقع آنها فکر نمی کنند که بتوانند چنین کاری را انجام دهند. به نظر شما این کار با تجربۀ افراد ارتباط خواهد داشت؟ که بتوانید این کار را انجام دهید یا نه؟ به نظر من اصلاً مشکل نخواهد بود. داشتن یک آکواریوم طبیعی و گیاهی، هیچ تفاوتی با داشتن یک آکواریوم معمولی ندارد و در واقع مانند این است که یک رئیس و کارمند هر دو به یک اندازه کار می کنند، ولی حقوق و مزایای آن دو خیلی با هم فرق می کند. تنها تفاوت در این است که شما در انتخاب گیاهان و وسایل مربوط به دکور آکواریومتان دقّت بسیار می کنید. البته خیلی از افراد اعتماد به نفس کافی برای این کار را ندارند و در واقع استعدادی برای این ابداع در ذات آن ها نیست که خوب امری عادی خواهد بود که هر کس، در چیزی استعداد نداشته باشد و به همین دلیل در طول مطالب این سایت راهنمایی های کامل و فشرده ای در این زمینه به شما ارائه می دهیم که فقط کافی است آن ها را دنبال کنید تا به هدفتان برسید. بعضی از آکواریوم های گیاهی از شدّت زیبایی برای انسان سوءتفاهم ایجاد می کنند. باید دانست که سازندگان آنها سعی نکردند تا از طبیعت کپی برداری کنند و هیچ جایی در طبیعت این چنین نیست و اگر هم باشد مطمئمیم که سازندۀ آکواریوم آنجا را ندیده و در واقع الگوی او ذهن خودش بوده. در واقع او دنیای زیر آب را بدون دیدن، به همان زیبایی می سازد و این نکتۀ بسیار مهمی در کار ما خواهد بود. وقتی که من شروع کردم، سعی کردم که در واقع یکی از این آکواریوم های زیبا را کپی کنم. ولی به زودی به این مطلب پی بردم که هیچ چیز در طبیعت قابل کپی برداری نیست که نیست. و البته خیلی از گیاه ها و امکانات هم در کشور ما نبود. با این حال یک تجربۀ بسیار کافی و مفید برای شروع کار بود. کم کم شما خود به خود گیاهان مناسب را پیدا می کنید و سنگ ها را درست در جای خود قرار خواهید داد و فضای کافی برای شنای ماهی ها را در نظر خواهید گرفت که این فضا به آکواریوم شما ژرفا و عمق می دهد. در گذشت زمان شما قالب های مورد پستند خود را پرورش خواهید داد و بعد از مدّتی به چیزی خواهید رسید که بیش از الگویی که از آن کپی برداری کرده بودید دوستش دارید. سپس شما الگوی شخصی خودتان را شروع خواهید نمود و برای این کار فضا و محوطه ای را که می خواهید داشته باشید در نظر می گیرید. ممکن است فقط جمع کردن سنگ ها و انباشتن آن ها روی هم باشد، یا یک فضای باز و بزرگ پر از چوب . هر کسی ترجیحات شخصی خودش را دارد، پس هر کس فضا و ترکیب متفاوتی را انتخاب و پایه ریزی می کند. در آکواریوم های طبیعی، ماهی ها و گیاهان قسمت های اصلی تانک را تشکیل می دهند. به این شرط که بهترین حالت برای رشد گیاهان فراهم باشد، شما اغلب همان کار هایی را که برای ماهی ها انجام می دهید باید برای گیاهان نیز انجام دهید و همان اندازه وقت و هزینه خواهد داشت؛ با توجه به این که گیاهان شما شرایط بسیار مطلوب و کاملی را نیز برای ماهی هایتان فراهم خواهند نمود. گیاهان، پسماندهای غذاها و فضولات ماهی ها را مصرف می کنند که در صورت نبود گیاه، همین اضافات باعث خواهند شد "پیک نیترات" در آکواریوم ها به وجود آید. همچنین گیاهان اکسیژن مطلوبی را که برای زندگی ماهی ها ضروری است در آب حل می کنند. دوباره !! این مقاله کوتاه باید به شما کمک کند تا این آکواریوم های زیبا و مملو از گیاه را که عکس های زیبایی از آن را در اینترنت و کتاب ها می بینیم را به آسانی برای خود فراهم کنید.

ابتدا باید تصوّری از آکواریوم مورد نظرتان داشته باشید

مانند هر هنرمندی که می خواهد اثر هنری خود را خلق کند، شما هم برای ساخت و دکور آکواریوم نیاز به دیدی از آینده دارید که تصویری از آیندۀ آکواریوم را در ذهن شما ایجاد کند. تصویری از آکواریوم مد نظر خودتان را همراه با گیاهان درونش طراحی کنید و آن را در ذهن خود گسترده نمایید، می توانید امکانات موجود در محیط خود را بررسی کنید، مثلاً گیاه های موجود و سنگ و چوب و ... را در حالت های مختلف و محل های قرارگیری متفاوتی امتحان کنید.... نمی توانید؟ اشکالی ندارد، در این صورت می توانید یک الگو که دوستش داشته باشید، برای کپی کردن انتخاب نمایید و این بهترین و ساده ترین راه برای شروع خواهد بود. خوب پس حالا تصوّری ار آکوایوم مورد علاقه خود در ذهن دارید؟ حالا ادامه می دهیم...

انتخاب پشت زمینۀ مناسب

خوب بعداً در این مورد بخش جدا و کاملی را در سایت راه اندازی می کنیم، امّا در همین حد که کارمان راه بی افتد همینجا توضیح می دهم. راه های مختلفی وجود دارد تا پشت زمینۀ خود را انتخاب کنید. بعضی ها از چوب پنبه و یونولیت استفاده می کنند، بعضی از چوب، خیلی ها از نقاشی و حتّی بعضی ها از چسباندن شاخ و برگ های خشک شده یا مصنوعی در پشت شیشه برای پشت زمینۀ آکواریومشان استفاده می کنند. مهم نیست که شما چه کار می کنید و معلوم است که تانک را در وسط اتاق قرار نخواهید داد و مسلّماً پشت آن به یک زمینه خواهد بود، امّا این غیر طبیعی است که در پشت آن شلنگ های هوا و سیم های متعدد که به هر صورتی کشیده شده اند معلوم باشد و برای همین بهتر است از یک چیزی برای پوشاندن قسمت پشتی استفاده کنید. هنگامی که از پوستر، نقاشی و یا هر چیز دیگر استفاده می نمایید، بهترین رنگ انتخابی، سیاه یا آبی خواهد بود؛ این رنگ ها به آکواریوم شما زمینه می دهد و همیشه متمرکز کردن و طراحی آن را آسان می کند. شما که نمی خواهید مردم آکواریوم شما را نگاه کنند فقط به خاطر این که پشت آن پوستر قرمز و یا عکس ماشین چسبانده اید؟ منظور اینجا ایجاد یک محیط کاملاً آرام و هماهنگ است.

انتخاب شن و سنگریزه های کف برای آکواریوم های گیاهی

این کاملاً بعید و غیر ممکن است که شما با استفاده از شن های صورتی، سبز فسفری و یا تیله های شیشه ای بتوانید به آکواریوم تان حالتی طبیعی بدهید. بهتر است از رنگ هایی مثل قهوره ای، خاکستری و یا سیاه استفاده کنید. و یا به عنوان بهترین انتخاب در این نوع آکواریوم ها از خاک های مخصوص گیاه استفاده کنید که سرشار از مواد مغذّی برای گیاه می باشد و رشد آنها را به سرعت عجیبی زیاد می کند.

انتخاب قالب و طرح بندی برای حالت کلّی آکواریوم گیاهی

حالت ها و ترکیب های مختلفی وجود دارد حالت مقعر؛ به این صورت که در اطراف از وسایل و گیاهان بلند و در وسط از وسایل و گیاهان کوتاه استفاده شود. حالت محدب؛ برعکس ژست قبلی است که آن را در تصویر می بینید و نمی توان زیاد از گیاهان بلند قد در آن استفاده نمود. حالت مثلث؛ که با شیبی یک نواخت از یک طرف گیاهان بلند شروع می شوند و رفته رفته در طرف دیگر به گیاهان کوتاه می رسند. به هیچ عنوان به طرح مستطیل فکر نکنید که باید از آن بترسید. این حالت به آکواریوم شما ژرفا و عمق بیخودی را القا می کند و از حد می گذرد.

انتخاب وسایل

برای مدت زمان طولانی، آکواریوم دارها به وسایل و قسمت های زیبا نگاه می کنند، مثل چوب مورد نظر و یا سنگ ها و سپس آن را در آکواریوم قرار می دهند و ... خوب، قانع کننده است؟ نیست. مخصوصاً هنگامی که می خواهید از سنگ ها استفاده کنید این اشتباه بیشتر خودنمایی می کند. حتماً از سنگ هایی با یک جنس و شکل با اندازه های مختلف استفاده کنید که تنها یکی از آن ها زیبا باشد. البته هنرمندانه تر است که از یک سنگ تنها استفاده کنید ولی اگر می خواهید از 2 یا بیشتر عدد سنگ استفاده نمایید، بهتر است فکر کنید که سنگ ها در طبیعت چه ترکیبی دارند. بله ، بله، می دانم که سنگی که قرار داده اید از جنس فلان چیز با ارزش است و یا آن را از فلان جا پیدا کردید، ولی هیچ ربطی به طبیعت ندارد و ظاهری طبیعی نخواهد داشت و همین برای رد کردن این گزینه کافی است. حالا سنگ ها و چوب هایی را که آماده کرده اید را بردارید و درون طرح قرار دهید و همیشه توجّه داشته باشید که بزرگترین قسمت را در نقطۀ کانونی (در ادامه مطلب در مورد نقاط کانونی توضیح می دهم) قرار دهید و سپس درمورد این که هر یک را کجا قرار می دهید با وسواس فراوان دقّت به خرج دهید و نسبت طلایی را در نقاط کانونی اصلی رعایت کنید. هرگز از انواع مختلفی از چوب و یا سنگ استفاده نکنید، می توانید از زشتترین سنگهایی که به فکرتان می رسد ولی یکسان هستند استفاده کنید، فقط کافی است از یک جنس باشند. آن ها را در یک مجموعه و با دقّت قرار دهید و من به شما قول می دهم زیبا می شوند، حتّی اگر از آجر استفاده کرده باشید.

صحنه پردازی و انتخاب نقاط کانونی

برای داشتن یک آکواریوم گیاهی هموار، شما بهتر است که از دو نقطۀ کانونی استفاده کنید، در واقع این نقاط محل هایی هستند که در هنگام نگاه کردن به آن ها بیشتر کیف می کنید و چشم شما را نوازش می کنند؛ یک سنگ، چوب و یا مجموعه ای از گیاهها در این قسمت می توانند این وظایف را به عهده بگیرند.گاهی اوقات پیش می آید که با وجود این که زیباترین گیاه ها را به خوبی در وسط آکواریوم قرار داده اید، ولی با این حال حسّ خوبی به شما نمی دهد. علّتش آن است که شما آن را درست در وسط قرار داده اید و یک تقارن ایجاد کرده اید. چشمان شما با سرگردانی در طول آکواریوم به چپ و راست هدایت می شوند و عقب و جلو و... تقارن در یک آکواریوم، این بلا را به سر بیننده می آورد و نمی تواند نگاه او را خیره کند و در نتیجه فرصتی برای رساندن آرامش به بیننده نخواهد داشت. برای این که بتوانید ساعت ها به آکواریوم خیره بمانید و احساسی که من از آرامش توصیف می کنم را تجربه کنید، باید از نقاط کانونی استفاده کنید. فیلسوفان یونانی و ریاضیدانان، سالها پیش چیزی را کشف کردند : بهترین تناسبی که می تواند برای یک قاب و یا چهارچوب تصویر به کار رود، نسبت 1 به 1.618 می باشد.این تناسبی است که چشم انسان ها را بیش از هر نسبتی آرام می کند و با روشی علمی از روی سیستم بینایی انسان به دست آمده.  خوب ممکنه شما ریاضیاتتون خوب نباشه و نتونید این نسبت رو در آکواریوم حساب کنید، کمی هم سخته. برای پیدا کردن این نسبت باید اوّل طول آکواریومتان را حساب کنید. سپس آن را به عدد 2.618 تقسیم کنید. برای ادامه فکر کنم یک مثال راحت تر باشد. اگر شما آکواریومی به طول A سانتیمتر داشته باشید، با تقسیم A بر عدد 2.618 عدد B را به دست می آوریم. عدد B نقطۀ کانونی آکواریوم شما خواهد بود. به همین سادگی برای آکواریوم هایی که طول زیادی ندارند (کمتر از 250 لیتر) توصیه می کنم که بیشتر از دو نقطۀ کانونی انتخاب نکنید. شاید سوال کنید که چطور دو نقطۀ کانونی را پیدا می کنند. خوب فقط کافی است که آکواریوم خود را به دو قسمت دلخواه تقسیم کنید و برای هر قسمت طول را اندازه بگیرید و روش قبلی را برای هر قسمت استفاده کنید.

جلو – وسط – پشت آکواریوم برای تزیین

رسیدگی به این ترتیب، برای ایجاد اندکی عمق در آکواریم خیلی مهم است که از گیاهانی که رشد کمی دارند استفاده کنید. این، یک نیاز ضروری و منحصر به فرد به شمار می رود که شما تعداد زیادی گیاه با رشد زیاد داشته باشید تا بتوانید تپه ها و سنگ ها و حتّی چوب ها را با آن ها پوشش بدهید.اگر شما هیچ یک را در دسترس ندارید می توانید از گیاه هایی بلندتر هم استفاده کنید که البته باز هم باید نسبت به سایر گیاه ها کوتاهتر باشند.

کاشت گیاه

ابتدا گیاه های مناطق و نقاط کانونی را بکارید، سپس آن ها را که رشد کمتری دارند و بعد از آن گیاهانی که رشد معمولی دارند را کاشته و در آخر گیاهانی را که رشد زیاد دارند بکارید. این گونه گیاه ها را به صورت انبوه بکارید. گیاهان ساقه ای برای حالت دادن به آکواریوم در آینده بسیار خوب هستند. تعداد زیادی گونه های برگ دار که برگ های ریزی داشته باشند را استفاده کنید و سعی کنید سرتاسر محلهایی که قرار است پر از گیاه باشند را با این گیاه ها پر کنید. گیاهان ساقه ای را به تعداد 2 یا 3 عدد در میان آن ها به کمک انبرک (پنس) و یا موچین به فاصلۀ 3 سانتیمتری از هم بکارید. بهتر است هنگام کاشت این گیاهان ( مانند سیوی ) آن ها را از بالا کوتاه کنید و نوک آن ها را دوباره در میان سایر ساقه ها بکارید، در آینده این برای شما بستری پر از ریشه ایجاد می کند که برای حفظ اکوسیستم مفید است و در ضمن گیاهانتان چند برابر می شوند. و این اتفاق بسیار زود می افتد.

انتخاب برگ ها و رنگ گیاهان آکواریومی

همیشه منطقی تر است که از گیاهانی با برگ و رنگ های متفاوت استفاده شود. این کار نیز به آکواریوم شما ژرفا و عمق بهتری می دهد و آن را طبیعی تر نشان خواهد داد. اگر آکواریوم شما زیاد بزرگ نیست، (کمتر از 230 لیتر) بهتر است بیشتر از گیاهانی با برگهای کوچکتر استفاده نمایید، در واقع این کار باعث می شود که آکواریوم شما بزرگتر و طبیعی تر به نظر برسد. مخصوصاً گیاهان قرمز رنگ می توانند یک تضاد زیبا را در فضا ایجاد نمایند؛ ولی باید گفته باشم که یک گیاه قرمز رنگ تکی، خود ایجاد یک نقطۀ کانونی جدید می کند و اگر شما از قبل، نقاط کانونی دیگری را طراحی کرده باشید، هر دو منطقه جلب توجّه خواهند نمود و در نتیجه چشم بیننده میان نقاط کانونی رفت و آمد خواهد کرد. پس اگر از گیاهان رنگی استفاده می کنید آن ها را نیز دسته جمعی بکارید و یا در نقاط کانونی بکاریدشان.

ماهی ها

شما نباید ماهی ها را از همان ابتدا در آب بریزید، یکی از دلایل برای این مطلب سیکل نیتروژن است که باید طی شود. همیشه برای آکواریوم های گیاهی بهتر است که یک اجتماع بزرگ از ماهی های کوچک را داشته باشید تا یک اجتماع کوچک از ماهی های بزرگ. در این مورد نیز مطالبی در اینجا قرار دادیم. ماهی هایی را که قرار است آکواریوم گیاهی شما را خراب کنند را نخرید، بعضی ماهی ها عادت دارند شن ها را بکنند و این برای دکور قسمت جلویی که آسیب پذیر است زیاد خوب نیست. همچنین در ذهن داشته باشید که خیلی از ماهی ها را وقتی می خرید کوچک هستند و خوب خرابکاریهای کوچک هم انجام می دهند، بعدها که بزرگ می شوند خرابکاریهای بزرگ انجام خواهند داد.

منبع: www.m-ameli.com

 

  نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 16:39  توسط آروین  | 

نامگذاری علمی گیاهان
در گذشته نامگذاری گیاهان با روش صحیحی صورت نمی گرفت بلکه هر گیاه شناس روش خاصی را دنبال می نمود و بعضی از آنها برای نامگذاری گیاهان از نامهای محلی استفاده می نمودند . بکار بردن اصطلاحات و واژه های گیاهی در قرن هفدهم میلادی و بوسیله تورن فورت (Tournefort) دانشمند فرانسوی پایه گذاری شده و 698 جنس از گیاهان را نام گذاری کرد و خلاصه مشخصات هر یک از آنها را به زبان لاتین ذکر نمود. لینه (Carlos linnaeas) گیاه شناس سوئدی که پدر گیاه شناسی لقب گرفته است هر چند کم و بیش روش تورن فورت را دنبال نمود ولی بسیاری از نامهای گیاهان را که بر پایه علمی و گل و میوه استوار نشده بود کنار گذاشت و در ذکر مشخصات هر گیاه، از بکار بردن افعال صرف نظر نمود که هنوز متداول می باشد. لینه نیز روش خاصی برای نامگذاری علمی گیاهان بکار برد که بزودی بین گیاه شناسان متداول گردید. و جنبه علمی و بین المللی پیدا نمود. وی با بکار بردن اصطلاحی که معمولاً از دو کلمه لاتین و یا یونانی تشکیل میشود و یکی از آنها جنس و کلمه دیگر گونه آن گیاه می باشد، توانسته است گیاه شناسان را از بکار بردن نامهای متعدد محلی و یا جملات طولانی که برای نامیدن گیاهان بکار می رفته و مشکلاتی که برای شناساندن گیاهان در پیش بوده است رهایی بخشد و آنان را ترغیب نماید تا به تبعیت از وی به نامگذاری علمی گیاهان عالم بپردازند. به این ترتیب نام علمی یک گیاه از دو کلمه جنس و گونه آن تشکیل می شود و نخستین حرف کلمه ای که معرف جنس می باشد با حروف درشت آغاز می گردد ولی نخستین حرف گونه معمولاً کوچک است مگر در موارد استثنائی که آن گونه منسوب به شخصی و یا محلی بوده و یا دارای خصوصیات و مشخصات بارزی باشد و در اینصورت با حرف درشت آغار می گردد. گیاه شناسی که برای اولین بار گونه ای را مشخص می‌سازد.نام مناسبی برای آن گیاه انتخاب می کند و آن گیاه را بدان نام گذاری می کند سپس مخفف اسم خود را به آخر آن می افزاید مانند ممرز.Carpinus betulus L که کلمه اول آن جنس و کلمه دوم آن گونه گیاه می باشد و حرف L. مخفف اسم لینه است که این درخت را نام گذاری نموده است. مشخصات هر گیاه که به این ترتیب نام گذاری می شود بزبان لاتین در یکی از مجلات علمی منتشر می شود و سند علمی این نامگذاری می باشد. به علت پیشرفته نبودن وسایل ارتباط جمعی در گذشته نسبت به زمان حال و عدم وجود ارتباطات علمی مناسب دانشمندان با یکدیگر چه بسا اتفاق می افتاد که یک گیاه در نقاط مختلف ، در یک زمان و یا در سالهای مختلف مورد مطالعه چند گیاه شناس قرار گرفته و در نتیجه به اسامی مختلف نام گذاری میشد، از این رو بسیاری از گیاهان سطح زمین دارای نامهای مترادف متعددی شده اند. چنانچه دو درخت یکی بنام درخت نوئل Picea abies L.Karst (L.) و دیگری بنام درخت نراد. Abies pectinata DC. که از درختان جنگلی قاره اروپاست هر یک دارای بیش از بیست نام مترادف است و درخت اوجا Carpinifolia Gled Ulmus دارای نه نام مترادف و درخت ملج Glabra Huds Ulmus دارای پنج نام مترادف است. گاهی هم استثنائاً اتفاق می افتد که دو گیاه مختلف دارای یک نام علمی مشترک باشد و در اینصورت این دو هم نام می گردند چنانچه Ulmus glabra نام علمی مشترکی است که بوسیله Miller و Hudson تصادفاً به دو درخت ملج و اوجا گذارده شده است البته نام های مترادف و هم نام در بسیاری از موارد ممکن است اشکال ایجاد نکند ولی در بعضی موارد مثل نمونه درخت نرادر درخت نوئل باعث در دسر می شود.
در بین جنسهای مختلف گیاهان نیز گاهی هم نامی بنظر می رسد مثلاً نام عملی جنس بادام Amygdalus L. میباشد که از تیره Rosaceae محسوب میشود و بوسیله لینه نام گذاری شده است در صورتیکه هم نام آن را Amygdalus O. Kuntze به جنسی از نباتات تیره Stcreuliaceae نام گذارده است.
البته در نام گذاری ها گاهی نظریات شخصی و یا تعصبات منطقه ای نیز توسط بعضی دخالت داده میشود. از این رو انتخاب و استعمال یکی از نامهای مترادف از ابتدای قرن بیستم توجه دانشمندان گیاه شناس را بخود جلب نموده و برای رفع مشکلات موجود کنگره ای بنام کنگره بین المللی گیاه شناسی تاسیس نموده اند. اولین کنگره مزبور در سال 1905 میلادی در وین تشکیل گردید و مقرر شد هر پنج سال یک بار اگر شرایط کلی اقتضاء کند در یکی از کشورهای جهان تشکیل شود. بطور کلی تصمیمات این کنگره مبتنی بر رعایت حق تقدم می باشد یعنی در بین نام های مترادف یک گیاه حق تقدم با نامی خواهد بودکه پیش از سایر نامهای مترادف بر آن گیاه گذارده شده است و در یکی از کتب و مجلات علمی و رسمی گیاه شناسی به چاپ رسیده باشد و در اینصورت آن نام بر سایر اسامی مترادف اولویت خواهد داشت.

منبع: www.daneshnameh.roshd.ir

  نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 16:25  توسط آروین  | 
گرگور مندل

گرگور یوهان مندل کشیشی اتریشی که به عنوان پدر دانش  ژنتیک شناخته می‌شود. گرگور مندل در سال۱۸۶۵توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، شناسایی کند. اما متاسفانه از آنجا که در جامعه علمی آن زمان بسیاری از افراد با نفوذ همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح می‌پنداشتند به دیدگاه‌ها و کشفیات او اهمیت چندانی ندادند و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. به نظر می‌رسید، پرونده این دانش رو به بسته شدن است. در سال ۱۹۰۰ میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط درویس، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.یوهان مندل ، در ژوئیه سال ۱۸۸۲ در یک خانواده روستایی بدنیا آمد . زادگاه او موراویا بود که در آن موقع جزو مستعمره‌های اتریش محسوب می‌شد . در دهکده هاینزدورف وارد مدرسه ابتدائی شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی ، برای ادامه تحصیل از هاینزدورف به تروپا، که از شهرهای مجاور بود ، رفت و وارد مدرسه متوسطه شد . به دلیل فقر مالی و به توصیه یکی از استادانش واردخانقاه بزرگ آلبرون شد . وی در بیست و یک سالگی زندگی رهبانی پیشه کرد و لقب گریگور گرفت . مندل دوره مطالعات کشیشی را در سال ۱۸۴۷ به پایان رساند و به درجه افتخاری کلیسا نایل آمد . او در ۴۷ سالگی به مقام سرپرستی صومعه رسید . مندل در سال ۱۸۸۴ درگذشت.

منبع: ویکیپدیا

  نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 16:19  توسط آروین  | 
کارل لینه

(۱۷۰۷-۱۷۷۸)گیاهشناس و پزشک سوئدی و پایه‌گذار نظام امروزی رده بندی گیاهان و جانوران بود. نام او به سوئدی «کارل لینائوس» است. خود او از نام لاتینی «کارولوس لینائوس» در آثارش استفاده می‌کرد. در ایران به نام «کارل فون لینه» (از ضبط فرانسه نام اشرافی او Carl von Linné)، «کارل لینه» یا بیشتر «لینه» معروف است.کارل لیناوس در سال ۱۷۰۷ در راشِلْتْ، روستایی در شهرستان آلْمولت، استان اسمولند در جنوب سوئد به دنیا آمد. در جوانی مانند پدر و پدربزرگ مادریش برای کشیش شدن تربیت شده بود. ولی خودش به این کار هیچ علاقه‌ای نداشت. علاقهٔ او به گیاهشناسی مورد توجّه پزشکی از شهر خودش قرار گرفت که او را به دانشگاه لوند برای تحصیل فرستاد و بعد از یک سال به دانشگاه اوپسالا منتقل شد.در طول این مدّت لینه دریافت که پرچم و مادگی اساسی برای تقسیم‌بندی گیاهان است. او مقالهٔ کوتاهی در بارهٔ این موضوع نوشت و به دنبال آن مقام استادیاری دانشگاه را بدست آورد. درسال ۱۷۳۲ آکادمی علوم اوپسالا برای تحقیقات در ناحیه لپلند که تا آن موقع ناشناخته بود از او حمایت مالی کرد. نتیجهٔ این تحقیقات مقالهٔ «فلورا لاپونیکا» بود که در سال ۱۷۳۷ به چاپ رسید. پس از آن لینه راهی اروپا شد. او در هلند با یان فردریک گرونوویوس دیدار کرد و نسخه‌ای از کار خود در زمینهٔ طبقه بندی گیاهان یعنی کتاب «سیسْتِما ناتورا» را به او نشان داد. در این کتاب که در چاپ دهم خود در سال۱۷۵۸ چاپ شد، ۴۴۰۰ گونه حیوانات و ۷۷۰۰ گونه از گیاهان طبقه‌بندی شده بود. لینه در این کتاب نام‌های طولانی و بی‌ضابطه رایج آن زمان مانند physalis amno ramosissime ramis angulosis glabris foliis dentoserratis را با نام‌های کوتاهی مانند Physalis angulata جایگزین کرد که امروز نیز بکار می‌رود.

منبع: ویکیپدیا

  نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 16:5  توسط آروین  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM